طی بررسیهایی که در حوزهی شفای درون داشتهام متوجه شدم بدنِ نازنین ما نقشِ بسیار مهمی در رهایی از ناراحتیها، رنجها و ایجاد یک ذهن سالم دارد.
همانطور که در بالا گفتم من در مواقعی که به هر دلیلی مثل تغییر هورمونها و … نمیتوانم از پسِ ذهن بربیایم به فعالیتهای بدنیِ سنگین مثل دویدن و ورزش متوسل میشوم و آنها برای رها شدن از افکارِ بیانتها به یاری من میآیند.
یکی دیگر از کارهایی که در دسترستر و در بسیاری از مواقع کمک کننده است ضربه زدن میباشد. این روش از سالها قبل به شکلهای مختلف وجود داشته است و با سبکهای مختلفی مانند “سالونگ تبتی”، “EFT” مطرح میگردد.
هر کدام از این سبکها به شکلهای مختلف و در نقاط خاصی ضربه میزنند. من نمیخواهم وارد جزئیات آنها و نحوهی کارکرد و اثرگذاریشان شوم فقط میخواهم به عنوان یک ابزارِ مفید از آنها بنویسم.
من تلاش میکنم تا جایی که فرصت کنم و برایم امکانپذیر باشد از این روشها استفاده کنم البته هنوز نتوانستهام به عنوان یک روتین در برنامهی زندگیام انجامشان دهم.
گاهی وقتها یک مسئلهای من را درگیر خود میکند، مینشینم و شروع به ضربه زدن روی نقاط طب سوزنی میکنم و در عین حال به آن مسئله فکر میکنم و یا در مورد آن ناراحتی با خود حرف میزنم. همین طور به ضربه زدن ادامه میدهم تا آن رنج برایم کمرنگ شود و هر گاه احساس کردم چند پله از آن فشارِ اولیه پایین آمدهام آن مسئله را رها میکنم و بار آن را به خداوند میسپارم و به زندگی عادی برمیگردم. اگر دوباره آن موضوع یا زاویهی دیگری از آن برایم روشن شود باز هم این کار را تکرار میکنم.
تجربهی من این است که حتی بدون وجود هیچ مسئلهای همین طور که نشستهام وقتی آرام آرام روی بدنم ضربههای کوچک میزنم یا حتی با دستانِ خودم، بدنم را ماساژ میدهم حس و حالم در لحظه تغییر میکند و هر آنچه باعث بهتر شدن احساسات ما میشود حتما یک قدم خیر است.
ساناز کاشانکی
