توانِ مشاهده کردنِ ذهن و بدن یکی از قابلیتهایی است که در تغییرِ شخصیت، بسیار به یاری من میآید. این موضوع برای من صرفا از زمانی امکانپذیر شد که شروع به مراقبهی سکوت و شاهد کردم. زمانی که واقعا فهمیدم من جدای از ذهن هستم و توانِ مشاهدهی بدن و ذهن را از فضایی بالاتر از خود دارم. پس از یکسال تمرینِ مراقبه، میتوانم به محض حملهی افکار یا تغییرِ احساسات در بدنم آن را مشاهده کنم و بسیار راحتتر از قبل آن را کنترل کنم.
به همین خاطر وقتی در طول روزهای هفته به مشاهدهی خودم پرداختم، متوجه شدم صبحها به محض بیدار شدن و در روزهای تعطیل که روتین زندگیام تغییر میکند کلی افکارِ مختلف از موضوعاتِ عجیب و غریب به سراغم میآید. خاطراتِ قدیمی و فکرهایی که واقعا به آنها نیازی ندارم همان اول صبح جلو میآید و احساساتِ من را تغییر میدهد.
به این نتیجه رسیدم که در این مواقع، قبل از اینکه این افکار بر من مسلط شوند باید برایشان فکری بکنم. شروع به تمرین کردم. ابتدا روی یک کاغذ بزرگ یک جمله نوشتم، گذاشتم جلوی چشمم که به محض باز کردنِ چشمهایم اول آن را ببینم و بخوانم.
بعد از چند روز که دیگر چشمهایم به آن عادت کرد به جای آن چند جمله تاکیدی انتخاب کردم که به محض باز کردنِ چشم هایم از کلامم استفاده کنم و در طول روز هم هر وقت یادم میافتاد با خود تکرار میکردم.
بعد تصمیم گرفتم این مسئله را به بدنم گره بزنم. به این شکل که حرکاتِ متفاوتی به جسمم بدهم و همین که بیدار میشوم مثل بچگی خودم را حسابی بکشم.
در نهایت جمع بندی این شد که کاری ترکیبی انجام دهم. در حال حاضر به محض بیدار شدن سه نفس عمیقِ شکمی میکشم، خود را کش میدهم، حین بلند شدن شروع میکنم با خدا صحبت کردن، خودم و عزیزانم را به او میسپارم. با خودم عهدی برای آن روز میبندم. معمولا عهد میبندم که تمام تلاشِ امروزم را میکنم که کمی حاضرتر و بیدارتر باشم، با کلامم گناه نکنم و افکار باطل نداشته باشم. تلاش میکنم به بدنم برگردم، ذهنم را مشاهده کنم و هربار فکری آمد آرام و با مهربانی رها کنم دوباره به لحظهی حال برگردم، در همین زمان تخت را هم مرتب میکنم.
ترکیب استفاده از نفس، کلام، یک کار بدنی ساده، برگشتن به بدن و حضور پیدا کردن را به عنوان یک تمرین در طول روز انجام میدهم، به این شکل که چند کلمه را به عنوان لنگر انتخاب کردم، هر وقت یکی از آن ها را به یاد میآورم با صدای کمی بالاتر از افکار، آن عبارت یا کلمه را میگویم و خودم را شرطی کردم که با هر بار گفتن آنها یکبار به بدنم برگردم، به صداها گوش کنم، با چشم هایم دقیقتر ببینم و حاضرتر باشم.
در حالِ حاضر برای من انجامِ این تمرینات مهمترین و لذتبخشترین فعالیت و قسمت زندگیام هستند چون ایمان دارم تا من تغییر نکنم، هیچ چیز تغییر نمیکند.
ساناز کاشانکی🧡🌾
