شفای درون_ مجوز دادن به خود

از آنجاییکه من همواره به شکلی افراطی به دنبال عمل کردن بوده‌ام بسیاری از وقت‌ها پیش می‌آمد که حقیقتا بدنم فریادِ استراحت می‌زد ولی ذهنِ عملگرای من اجازه‌ی آن را نمی‌داد.
ارزش دادنِ بیش از حدِ ذهنِ من به عمل، باعث می‌شود بسیاری اوقات به سمت خستگی و فرسودگی بروم و همین باعث می‌شود یک مومنتومی از افکار و احساسات ناخوشایند ایجاد شود. از احساسِ اسارت در زندگی و کار تا احساس غم و رنج، سردرگمی و … .
وقتی به این مرز می‌رسم برایم تغییر زاویه‌ی نگاه و افکار سخت می‌شود. به همین دلیل به این نتیجه رسیده‌ام به محض اینکه بدنم ندای یک خستگی کوچک را داد و یا با یک احساسِ ناخوشایند در بدنم مواجه شدم حتی شده برای چند دقیقه‌ی کوتاه به خودم مجوز استراحت، نشستن و نگاه کردن به آن احساس را بدهم.
منصفانه بخواهم بنویسم در همه‌ی مواقع موفق نبودم و هنوز هم وزنه‌ی عمل در ذهنِ من بسیار سنگین‌تر است. اما تلاشِ خود را برای متفاوت بودن نسبت به قبل انجام می‌دهم چون ایمان دارم تا من تغییر نکنم هیچ چیزی در اطراف من تغییر نخواهد کرد.

ساناز کاشانکی🧡🌾