شفای درون_ کاهش اضافه‌بار اطلاعات

من به شدت از اطلاعاتِ اضافه در مورد هر موضوعِ عمومی ضربه خورده‌ام. در ابتدای ظهور شبکه‌های اجتماعی اجازه می‌دادم هر نوع اطلاعاتی وارد وجودم بشود. آن زمان کنترلی روی نحوه‌ی استفاده از آن نداشتم و نمی‌دانستم می‌تواند چنین فاجعه‌ای در ذهنم ایجاد کند و کیفیتِ زندگی و سلامت ذهنم را تا این حد تحت تاثیر قرار دهد.
با وجود اینکه من به زعم خود بسیار کمتر از اطرافیان استفاده می‌کردم. در آن زمان شاید روزی 15 الی 20 دقیقه بود اما از آنجایی که حجم زیادی تصویر و اطلاعاتِ بی‌مصرف در بازه‌ی زمانی کوتاهی به وجودم وارد می‌شد بعد از مدتی حس می‌کردم دیگر حضوری در این زندگی ندارم. یک خستگی مستمر و یک زندگی بدون شوق را تجربه می‌کردم. نه صداها را به درستی می‌شنیدم، نه تصاویر را می‌دیدم، نه طعم‌ها را می‌چشیدم. در مجموع احساساتم را فراموش کرده بودم و همواره یک هاله‌ای را جلوی چشمانم احساس می‌کردم، انگار نگاه می‌کردم ولی نمی‌دیدم. به نظر می‌رسید حین نگاه کردن یا گوش کردن یک سری افکار و تصاویر در پشتِ صحنه در حال اجرا بود.
به نظرم استفاده‌ی مستمر روزانه، حتی برای 5 دقیقه در روز برای طولانی‌مدت یک مه‌ْمغزی واضح به وجود می‌آورد همانطور که همین 5 دقیقه اگر به مراقبه بگذرد برای بلند‌مدت یک شفافیت ایجاد می‌کند.
علاوه بر اثری که این شبکه‌ها روی ذهن من گذاشته بود اتفاقی که افتاد این بود که انقدر اطلاعاتِ اضافه در خصوص سلامت، انواع غذاها، ورزش، مراقبت‌های پوستی و … دریافت کرده بودم که هر کاری می‌خواستم انجام دهم به معنی واقعی ترَک می‌خوردم. دست به هر کاری می‌زدم حتما بر اساس آن دانش یک جای کار اشتباه بود و این ذهن بیچاره‌ی من را پیر و فرتوت کرده بود.
در حال حاضر می‌دانم که این سبکِ زندگی قطعا برای من نیست و من دیگر زندگی در یک غبار و مه را نمی‌خواهم. دلم می‌خواهد شفاف و روشن زندگی کنم و طعم این لحظات را تا انتها بچشم به همین دلیل صرفا وقتی به سراغ آن شبکه‌ها می‌روم که حقیقتا یک نیاز را مرتفع کند و صد البته تعداد دفعاتی که شبکه اجتماعی بتواند یک نیازِ حقیقی را مرتفع کند، بسیار کم است.

ساناز کاشانکی🧡🌾