نقش و رسالت ما در این جهان
امروز اتفاقی عجیب رخ داد.
حدود ۸ سال است که من بارها در یک منطقهای پیادهروی کرده و از جلوی یک کلوپ بازی عبور میکنم. هیچگاه در این همه سال توجهم به نام این مغازه جلب نشده بود. امروز اتفاقی چشمم به نام آن خورد و با خودم تکرارش کردم و گفتم چه اسم جالبی دارد. کمتر از دو دقیقهی بعد یک ماشین جلوی پایم ایستاد و یک خانم میانسالی که صندلی عقب نشسته بود سرش را بیرون آورد و پرسید ببخشید خانم میدونید مغازه فلان کجاست. به دنبال همان مغازه بود.
این اتفاق من را خیلی به فکر فرو برد و البته قلبم را هزاران بار بیشتر از ذهنم برای قدردانی باز کرد. بسیار شگفتزده شدم از اینکه خداوند چه قدر زیبا این جهانِ عظیم را هدایت میکند و هیچکس و هیچچیز را رها نمیکند.
هرگاه با این اتفاقات مواجه میشوم، میفهمم که اگر ما همراستا با خالق باشیم بدون نیاز به هیچ تقلا و فکری، نقش و رسالت خود را ایفا میکنیم حتی اگر این طور به نظر نرسد.
ساناز کاشانکی🧡🌾
